
| نیایش های دکتر مصطفی چمران |
|
|
|
| نوشته شده توسط كاربر یک |
| شنبه ، 29 خرداد 1389 ، 12:40 |
|
خوش دارم که در نيمه هاي شب، در سکوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم. با ستارگان بخوانم و قلب خود را به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمايم محوعالم بي نهايت شوم از مرزهاي علم وجود درگذرم و در وادي فضا غوطه ور شوم و جز خدا چيزي را احساس نکنم.
...............
اي خداي بزرگ، تو را شکر مي کنم که راه شهادت را برمن گشودي و دريچه اي پرافتخار از اين دنياي خاکي به سوي آسمانها باز کردي و لذت بخش ترين اميد حياتم را در اختيارم گذاشتي و به اميد استخلاص تحمل همه دردها و غمها را ميسر کردي. ............... خدايا، تو را شکر مي کنم که اشک را آفريدي که عصاره حيات انسان است. آنگاه که در آتش عشق مي سوزم يا در شدت درد مي گدازم يا در شوق زيبايي و ذوق عرفاني آب شوم و سراپاي وجودم روح مي شود؛ لطف مي شود، عشق مي شود، سوز مي شود و عصاره ي وجودم به صورت اشک آب مي شود، به عنوان زيباترين محصول حياتم که وجهي به عشق و ذوق دارد و و جهي ديگر به غم و درد، بر دامان وجودم مي چکد. ............... اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد. اگر محصول عمرم را بطلبد اشک را تقديم خواهم کرد. ............... خدايا تو مرا اشک کردي که همچون باران به نمکزار زمين ببارم. ............... تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان طوفان حوادث بغرّم. |
| آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 31 خرداد 1389 ، 10:04 |


